گروه کوهنوردی وتر

کان سیفی
نویسنده : حسینی نسب . مهندس نیکرو - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۳٠
 

 الهی ، آنچه با نام و یاد تو آغاز شود بی ثمر نیست و آنچه برای تو شکل گیرد فنا پذیر نخواهد بود . پس با نام و یاد مقّدست آغاز  و عاشقانه ترنم ساز می کنیم :

طبق برنامه ی تنظیمی انجمن کوهنوردان چرداول که در روزهای پنج شنبه و جمعه 28 و29 شهریور 92 صعود به قله 3050 متری کان صیفی در کبیر کوه داشتند. بر اساس هماهنگی بعمل آمده تیم چهار نفره ای از انجمن کوهنوردی ایلام ( باقر رحمانی،علی عسکر رشیدیان،تیمور میرابی زاده و سیدسعیدحسینی نسب) همراه انجمن  کوهنوردی شهرستان چرداول عازم منطقه چنار باشی شده و راس ساعت 17 به طرف چشمه پونه (پینه) از مسیر دره حرکت نموده و راس ساعت 20 کمپ را در کنار چشمه دایر نموده و شب را در هوای سرد پاییزی به صبح رساندیم.

پس از برگزاری نمازوصرف صبحانه راس ساعت 7 صبح بطرف قله حرکت نمودیم ، قابل ذکر است که این مسیر تند و فنی است و نیاز به آمادگی های لازم وامکانات کافی دارد.

راس ساعت نه ونیم صبح گروه تواتستند قله را فتح کنند و پس از حدود 1 ساعت استراحت و عکس برداری راس ساعت نه و نیم بطرف کمپ حرکت نموده و بعد از پشت سر گذاشتن مسیر .... ساعت دوازده ونیم به محل استراحتگاه (کمپ) رسیدیم که پس از صرف نهار و خواندن نماز ظهر و عصرساعت چهارده ونیم بطرف محل استقرار مینی بوس به راه افتادیم که ساعت 17 سوار ماشین شده وبا لطف و عنایت خداوند بخشنده و مهربان بطرف منزل حرکت نمودیم.

تصاویری تقدیم میگردد.

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 


 
 
علم کوه
نویسنده : حسینی نسب . مهندس نیکرو - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢
 

بنام دوست که هرچه داریم ازاوست

کوهستان آشیان ما است. کوهنوردی یک روش زندگی است. روشی که در آن یک سیب بین همه اعضاء گروه تقسیم می شود.روشی که در آن قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه می رود. راهی که رقابت ندارد و به رهروانش حقوق نمی دهند و ایشان را نیازی به سوت وکف مشوقان درقله نیست. ناجی بی منت یکدیگرند.گروه می سازنند تا دل جوانان را به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشوند .مزدشان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد. قانونشان عشق است و قانون گذارشان معشوق. عشق به طبیعت، عشق به زندگی است و زندگی تجلی عشق است و مرگ آنجاست که عشق نیست.کوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به خداست و عشق به طبیعت، ورزش ما نیست، باور ماست، زندگی ماست. به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست، کوهنوردی یک روش زندگی است.

 

 

 

علم‏ کوه:

منطقه علم‏ کوه و تخت سلیمان با بیش از 40 قله ‏ی بالای 4000متر یکی از مناطق حائز اهمیت از لحاظ کوه‏نوردی محسوب می‏شود. علم‏ کوه نیز به ارتفاع 4850 متر دومین قله بلند کشورمان، با دیواره مشهور خود در این منطقه واقع شده است. قله علم‏ کوه از جهت شمال به قله شانه‏ کوه، از جنوب به قله خرسان، از شرق به قله‏ های شاخک‏ متصل است. دیواره شمالی آن بزرگترین و بلندترین دیواره کوه‏ های کشور می‏باشد و از کف یخچال علم‏ چال در حدود 700 متر ارتفاع دارد. سه یخچال عظیم، در جهت‏ های مختلف این کوه واقع شده است که عبارتند از: یخچال علم‏چال در شمال، یخچال هفت‏ خان در غرب، یخچال خرسان در جنوب. علم ‏کوه در حدود یک قرن پیش یعنی در سال 1281 خورشیدی برای نخستین بار توسط یک گروه آلمانی به نام برادران((مولر)) شناسایی شد.

گزارش صعود:

سه شنبه مورخه 5/29 /92 در ساعت 9 صبح از شهر ایلام توسط یک دستگاه مینی بوس که با هماهنگی سرپرست و دوستان و همنوردان خوبمان از اداره تربیت بدنی استان تهیه کرده بودندبه سمت کلاردشت حرکت کردیم پس ازرسیدن به کرج شب را در ورودی جاده چالوس ماندیم و صبح روز چهار شنبه به سمت کلاردشت راه افتادیم که پس از عبور از کلاردشت در ساعت 12 ظهر به رودبارک رسیدیم .

ایستاده از راست: رحمتی،رشیدیان، سنجابی، سلیمانی،صندوق آبادی،سلیمانی ، صالحی، جعفری، شیروانی، سهرابی، رحمانی، ناصری، قاسمی، سلیمانی

نشسته: حسینی نسب،انوری،احمدی، میرابی زاده

 

پس از صرف نهار و خواندن نماز هما نروزاز  قرار گاه رودبارک  با 2 دستگاه وانت نیسان در ساعت 14 به سمت خرم دشت حرکت کردیم .

راس ساعت 16 بعدازظهر پس از رسیدن به خرم دشت ،

بلا درنگ به سمت حصار چال حرکت کردیم تمام سعی گروه22 نفره ما رسیدن به حصار چال قبل از تاریکی هوا بود. تمام طول مسیر را از سمت راست رودخانه‌ای که از خود حصارچال جریان داشت حرکت می‌کردیم. پس ار عبور از تنگ گلو(  ارتفاع 3200 متر). بعد از طی نمودن مسافتی به مدت30/ 1 مسیر پاکوب را سپری می‏کنیم.

آقای جمشیدی سرقدم

 

آب ساری در دل کوه چنان با عظمت به سمت پایین در حرکت است که به من می‏آموزد باید محکم ‏تر گام بردارم. نا گفته نماند یک رودخانه کوچک از میان دشت می‌گذرد که در پائین دشت با آب‌های دیگر به هم می‌پیوندند و یک رود سفید و پرهیا هو را خلق می‌کنند.

شیب آنقدر تند نیست که خسته‏مان کند گویا می‏‏داند که راه درازی در پیش داریم، هرچقدر بالاتر می‏رویم چمن زار های تازه تر   و رنگارنگ‏تر می‏شود. چشمه ‏هایی از دل زمین سر به بیرون آورده، سرسبزی و نشاط را به اطرافشان هدیه داده‏اند.

در ساعت 17/30 به دشت زیبای حصار چال می رسیم .همنوردان به دنبال نقطه ای برای بر پایی چادر ها و شب مانی هستند .

از راست : سنجابی ، انوری ، حسینی نسب ، صندوق آبادی

 

پس از بر پایی چادر ها و صرف شام و خواندن نماز برای استراحت آماده میشویم.در تاریک و روشن از پشت قله لشکرک ماه با زیبایی خیره کنندای بیرون می اید و نوید شب به یاد ماندنی و مهتابی را به ما می دهد..

حصارچال... ارتفاع 3750 متر.. اولین بار است که به حصارچال آمده‏ ام. سلامی می‏گوییم به لشکرک، منار، ستاره و ... دشت حصارچال ،دشت نسبتا وسیعی است که به ترتیب با کوه ‏هایی چون لشکرک (۴۲۵۶)، گردونه‏ کوه (4350 متر)، منار (4300متر)، ستاره (۴۲۴۰)، خرسان جنوبی (4640متر)، خرسان میانی (۴۶۲۰)، خرسان شمالی (4650متر) و مرجیکش (۴۵۸۰) آذین شده است. وجود دریاچه‏ های کوچک که یخ‏ های بلورین در آن هر از چندگاهی به رقص می‏آیند، جلوه ‏ی آن را دو چندان کرده.

درحصار چال ، به دور از هرگونه هیاهو و هرگونه ناپاکی. نهایت بی‏ آلایشی را با تمام وجودت تجربه می کنی.. . شب با روشنایی روز خداحافظی کرده و او را به دست خورشید سپرد تا فردایی را بِه از  امروز به ما ارزانی دارد. کم ‏کم به چادرمان می‏رویم تا با آرامش حصارچال، هیبت کوه‏ها و نسیم دلنوازی که هراز چند گاهی صورتک‏ هایمان را نوازش می‏کند به خواب رویم. سکوت عجیبی حکم‏ فرماست. آسمان سفره دلش را باز کرده، و چقدر زیباست!!! ستاره‏ های سربی، همه و همه در کنار هم. گویا آنها هم جشنی برپا دارند. با هر چشمکی که می‏زنند پیامی پر از صلح و آرامش منتقل می‏کنند. پلک‏ هایم قدم بر روی هم  می‏نهند  و آوای خواب را  در سرم نجوا می‏کنند، به دلیل کمبود اکسیژن در این ارتفاع خواب کمی برایم ناز می‏کند به هر طریقی شب را سپری می‏کنیم. راس ساعت 4/30 صبح برای نماز وصرف مقداری صبحانه جزئی همنوردان را آماده حرکت نمودیم .

کمی  آذوقه برای سفر آماده کرده‏ ایم. اینک ساعت 6 صبح شده است و همه آماده‏ ی حرکت هستیم. حصارچال را به مقصد علم‏کوه ترک می‏گوییم. حس عجیبی  دارم قادر به بیان این حس و حال نیستم. ما آرام و پیوسته، پشت سر هم حرکت می‏کنیم .فقط سکوت هست و سکوت. از روی سنگ‏ها گام بر می‏داریم .قله‏ های منار و ستاره هم با صدای قدم ‏های آهسته‏ ی ما از خواب رویایی بیدار و نظاره‏ گرمان شده‏ اند. شمارشی از اعضا گروه به عمل می‏آید. 1 2 3 .. و در نهایت به شماره 22 ختم شده. صبح نسبتا سردی را در پیش رو داشتیم اما اینک با گذراندن 1 ساعته‏ ی مسیر حس همدلی و همراهی غبار سرما را از تن هایمان کنار زده و پیراهن گرما و محبت را ستر وجودمان کرده است.

ایستاده: رحمتی،صالحی،سلیمانی،قاسمی،رحمانی،امامی،جعفری،میرابی زاده

نشسته: شیروانی، رشیدیان، سهرابی،صندوق آبادی،جمشیدیان ،سلیمانی ،سلیمانی ،انوری ،ناصری، حسینی نسب، احمدی، علیرضا

 

 قله‏ ی مرجیکش را پیش رو داریم، قصد بر این است که برای صعود قله‏ ی علم‏ کوه از زیر یال مرجیکش عبور کنیم. کم کم شیب تندتر می‏شود.

 

 

بر روی دامنه مرجیکش مسیری زیگزاگ را بالا می ‏رویم . ساختار مرجیکش از تخته ‌سنگ ‌های سیاه نسبتاً بزرگی تشکیل شده که کاملاً سست هستند و این ساختار با شیب زیاد، ترکیب سختی برای صعود خلق کرده است.

 

بعد از مرجیکش کمی شیب صعود بیشتر شد ... و پس از گذر از چند مسیر سنگی کوچک و دنباله یخچال های یخزده مسیر بعد از گذراندن شیب تند کمی مسیر اریب می‏شود و ما چند ثانیه‏ ای‏ نفسی تازه می‏کنیم. بر روی سنگی ایستاده‏ ام. از این منظر منار، ستاره و خرسان را مشاهده می‏کنم. این ‏ها هم با ما همسفر شده‏ اند. چند قطعه عکس میگیریم و مقداری آب و تنقلاتی که همراه هست استفاده نمودیم .چقدر با صلابت‏ اند. با استقامتشان به من درس ایستادگی می‏دهند، کمی خسته شده‏ ایم اما نگاهشان مارا صدا می‏زنند که باز نمان و حرکت کن.

 

پس از مقداری استراحت در دامنه پایین دست کوههای خرسان یک مسیر با شیب بسیار پیش رو داشتیم و احتمال ریزش سنگ و خطرات اینچنینی داشت عبور کردیم و پس از مقداری استراحت به یک مسیر اریب  که در دامنه مرجیکش بود پشت سر نهادیم به دو راهی رسیدیم،

 

راه سمت چپ به شن‏ اسکی زیر قله علم‏ کوه ختم می‏شد و راه سمت  راست به یالی میرسید که از قله مرجیکش به سمت علم‏ کوه ادامه دارد. ما مسیر سمت راست انتخاب می کنیم. 

 

اینک روبه ‏روی خرسان ایستاده‏ ام و در امتداد دامنه خرسان یخچالی را می‏ بینم که تا دامنه ستاره کشیده شده. سلامی را همراه با گرمی و صفا برایشان فرستادیم. در اینجا نه گلی می‏بینم و نه بلبلی.

اینجا فقط ارتفاع است و ارتفاع، قدرت، ایستادگی، مقاومت و من سعی می‏کنم همه‏ ی این‏ ها را در خود بیابم.. سرم را بالا می‏گیرم، نفس در سینه حبس شده،  تا قله راهی نمانده است تعدادی از همنوردان  را می ‏بینم که از استانهای دیگر زودتر از ما به قله رسیده‏ اند. 

سلام به علم‏ کوهسلام به تو، سلام به هیبت و صلابتت. ساعت 11 است، اکنون بر بالای دومین قله مرتفع ایران ایستاده‏ ام، با غرور و سربلندی. همه اعضای گروه به قله رسیده‏ایم. شادی و غرور در چهره یکایک دوستان هویدا ست و مسرور از این صعود گردهم آمده، عکس بگیریم تا یادگاری بماند از بهترین لحظه‏ های باهم بودن با بهترین‏ ها. روبه قبله سر بر سنگهای سیاه رنگ علم کوه میگذارم و سجده شکر را بجا می آورم و بخاطر این سلامتی از خداوند بخشنده سپاسگزاری میکنم و برای سلامتی همه دعا میکنم .اینک وقت وداع رسیده. خورشید بدرقه‏‏ ی راه مان شده. یکایک اعضا به علم‏ کوه بدرود گفتند و در ساعت 11.30 راه حصارچال را در پیش گرفتند. همه مسرور از این صعود در کنار هم گام می‏ نهند و بعد از طی مسافتی دو ساعته به چادرمان می‏رسیم همه گرداگرد هم سفره‏های حقیرمان را با دل‏ های گرم و صمیمی پهن می‏کنیم و نهارمان را در کنار  برف چاله های زیبای منطقه و در حضور آبی آسمان نیلی صرف می‏نماییم. بوی رفتن می‏آید. وسایل‏مان را جمع می‏کنیم ، هوا مه آلود و بارانی میشود و باز با گرفتن چند عکس دست جمعی راس ساعت 16 بعدازظهر آماده‏ ی حرکت به سمت تنگ‏ گلو می‏شویم.

 

 

خداحافظ علم‏کوه، خداحافظ منار، ستاره و ...

حصارچال را ترک می‏گوییم. به تنگ‏گلو می‏رسیم. عقربه‏های ساعت 17 را نشان می‏دهند. از تنگ گلوی زیبا عبور کرده و در ساعت 17 به خرم دشت می رسیم سوار ماشین ها شده ‏ به سمت رود بارک حرکت راس ساعت 19 به قرار گاه رسیده مقداری استراحت کوتاه با  وسیله نقلیه مان به سمت ایلام حرکت و برنامه ای دیگر با موفقیت به پایان می رسد .در اینجا یک بار دیگر از دوستان و همنوردان خوبمان از انجمن کوهنوردی ایلام کمال تشکر دارم (لازم به ذکر است بعضی از مطالب و اسامی کوه ها از سایت ها دوستان گرفته ام)

 

 

آشنایی یا چادر و چادر زدن